از امام رضا علیه السلام پرسیده شد : آیا مردم می توانند پرسیدن از چیزی را که بدان نیاز دارند واگذارند؟ فرمود : نه . [یونس بن عبدالرحمان از برخی یارانش]

طلبه تخریبچی

Powerd by: Parsiblog ® team. ©2006
   1   2      >
+ آخرین پیام مادر...(سه‏شنبه 4 تیر 1387 ساعت 10:32 صبح )

 



 



همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه 2008 (23 اردیبهشت 87) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند


 وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.


زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند.نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند اما


 یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند.


زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه «سی چوان»خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند. شاید این دیگر برای


 خودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خود


 قرار داده است..


وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی


 دیدند.زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود.



ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد،


 سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است.


وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم


 و در خواب عمیق بود.  او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام


 حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.


مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده


می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ یادی از شهدا ء...(یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 2:1 عصر )

مدیون خون کیستید؟


شیعیان! مدیون خون کیستید؟
زنده از رقص جنون کیستید؟
کیست تا اسلام را یاری کند؟
حکم حق را در زمین جاری کند؟
شیعیان فرهنگ عاشورا چه شد؟
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد؟
کیست تا پرچم به دوش خون کشد؟
شیعه را از خواب خوش بیرون کشد؟
گفت مولاکل ارض کربلا
شیعه یعنی غربت و رنج و بلا
کربلاغوغاست ساز و برگ کو؟
ظهر عاشوراست شور مرگ کو؟
ظهر عاشورا “فاین تذهبون”؟
“لم تقولان، مالاتفعلون”؟


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ دنیا بداند که ما فدایی رهبریم / بدون شرح(چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 ساعت 11:26 صبح )














 


 


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ انگشت و انگشتر(چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 ساعت 12:31 عصر )

خاطره ای از یک عاشق دلسوخته دفاع مقدس :


 


فکر مى کنم سال 73 بود یا 74 که عصر عاشورا بود و دل ها محزون ازیاد ابا عبدالله الحسین(علیه السلام). خاطرات مقتل و گودال قتلگه، پیکر بى سرو... بچه ها در میدان مین فکه، منطقه والفجر یک مشغول جستجو بودند. مدتى میدان مین را بالا و پایین رفته بودیم ولى از شهید هیچ خبرى نبود. خیلى گرفته و پکر بودیم. همین جور که تنها داشتم قدم مى زدم، به شهدا التماس مى کردم که خودى نشان بدهند. قدم زنان تا زیر ارتفاع 112 رفتم. ناگهان میان خاک ها و علف هاى اطلاف، چشمم افتاد به شیئى سرخن رنگ که خیلى به چشم مى زد. خوب که توجه کردم، دیدم یک انگشتر است. جلوتر رفتم که آن را بردارم. در کمال تعجب دیدم یک بند انگشت استخوانى داخل حلقه انگشتر قرار دارد. صحنه عجیب و زیبایى بود. بلادرنگ مشغول کندن اطراف آنجا شدم تا بقیه پیکر شهید را در آورم.


بچه ها را صدا زدم و آمدند. على آقا محمودوند و بقیه آمدند. آنجا یک استخوان لگن و یک کلاه خود آهنى و یک جیب خشاب پیدا کردیم. خیلى عجیب بود. در ایام محرم، نزدیک عاشورا و اتفاقاً صحنه دیدنى بود. هر کدام از بچه ها که مى آمدند با دیدن این صحنه، خوا نا خواه بر زمین مى نشستند و بغضشان مى ترکید و مى زدند زیر گریه. بچه ها شروع کردند به ذکر مصیبت خواندن. همه در ذهن خود موضوع را پیوند دادند به روز عاشورا و انگشت و انگشتر حضرت امام حسین(علیه السلام).


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ شاید اگر احمدی نژاد می شنید گریه می کرد ....(یکشنبه 4 فروردین 1387 ساعت 2:51 صبح )

به نام خدا


دوستان عزیز من سلام


اصلا متوجه گذشت زمان نشدم و نا گهان خودم را یافتم و دیدم عید شد و یک سال گذشته ...


سال نو مبارک ...


***********


نمی خواستم آبدیت کنم اما حرفی در سینه دارم که الا این صفحه دیجیتالی جایی تاب شنیدن ان را ندارد ...


*********


احمدی نژاد در تشییع پیکر محافظش


شاید اگر رئیس جمهور محبوب من هم این درد دل را می شنید اشک از دیدگانش جاری میشد ....


امروز خودم را دلداری می دادم که حتما او نمی داند و نشنیده که رهبر انقلاب سال گذشته از فرهنگ گفت و فرنگ را در کشور ما مظلوم ارزیابی نمودند ....



شاید احمدی نژاد خبر ندارد که در دستگاه فرهنگی وزارت ارشاد چه می گذرد ....


شاید علت این باشد که دولت در ایام عید تعطیل است و رئیس جمهور گزارشات وزارت ارشاد را نمی خواند ...



اما نه همین دیروز بود که چهره خسته احمدی نژاد را در تلویزیون می دیدم ...


چند هفته پیش از شبکه قرآن شاهد پخش صدای صوت قرآن یک خانم بودم یاد دوران کودکی ام افتادم ...



وقتی ما بچه بودیم تلویزیون هر چیزی را پخش نمی کرد چون تازه انقلاب کرده بودیم و مردم به خلاف شرع واکنش می دادند برای همین اگر گاهی مطلبی که کمی با شرع مطابق نبود در یکی از برنامه های تلویزیون پخش می شد می گفتند آقای هاشمی رئیس رسانه ملی خواب است و از دستشان در رفته ...



راستی آقای ضرغامی هم خواب است که در روز روشن صدای تلاوت قرآن با صوت یک زن را رسانه پخش می کند و تصویر آن زن را نیز پخش می نماید ؟!!!


البته تلویزیون که مطلبی پخش می کند با خود می گویم آقای رئیس جمهور چه گناهی دارد ؟!!! شورای سیاست گذاری رسانه ملی مقصر است که از حضور مجتهدین اسلام بی بهره اند ....


دیروز که سوار تاکسی شدم دیدم صدای یک زن در حال پخش شدن از ضبط ماشین است ...



به راننده که اعتراض کردم با تندی گفت تو رو خدا شما دیگه کاسه داغتر از آش نشوید چرا که این نوار از ارشاد مجوز دارد و خود آخوندا مجوز دادن بهش ...


راستش رو بخواید تف سر بالا بود ....


حرفی برای گفتن نداشتم ...


در دلم دعا کردم که خدا به این حنجره از فریاد پاره ما قوت و قدرت دهد تا زمانی که حرفمان به گوش احمدی نژاد  برسد فریاد کنیم که ای مسلمانها اینجا جمهوری اسلامی ایران است و تمام مراجع فرموده اند صدای زن حرام است ....



راستی گاهی آدم دلش برای دولت آزادی تنگ میشه :



 


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ انقلاب ما عزت آفرین بوده و هست ....(سه‏شنبه 16 بهمن 1386 ساعت 11:20 صبح )

به نام خدا


گاهی که فکر می کنم می بینم انقلاب از واژه های غریبی است که کمتر ما این واژه اثر گذار و ارزشمند را درک کرده ایم ...


رسمه که همیشه به ایام دهه فجر که می رسیم آمار و ارقام می دیم و می گیم قبل انقلاب در نقطه A بودیم و الان در نقطه B هستیم . بد نیست که در آستانه ایام الله دهه فجر انقلاب به قطره ای از دریای افتخارات انقلاب اشاره کنیم .


قبل از انقلاب ما آزادی نداشتیم .... بعد انقلاب آنقدر ازادی داریم که آزادیهای دیگران را سلب می کنیم ...و باز هم ازادیم که جو سازی کنیم که آزادی نداریم .


قبل از انقلاب ما خوباوری نداشتیم .... بعد انقلاب در حال رسیدن به خود باوری هستیم .


قبل از انقلاب ما از امریکا می ترسیدیم ....بعد انقلاب امریکااز ما می ترسد .


قبل از انقلاب مستشاران امریکایی اجازه نمی دادند که ما به به هواپیما نزدیک شویم.... بعد انقلاب ما خو هواپیما را ساختیم و خلبان آن شدیم.


و هزاران افتخار دیگر که از حوصله ما خارج است...


و در آخر قبل از انقلاب ما آخوند خلبان نداشتیم و الان داریم ...








  عکسهایی که ملاحظه می فرمائید عکسهایی است از معلم اخلاق وصاحب وبلاگ ارزشمند لبگزه که به دلیل تقاضاهای فراوان جهت استحضار و ملاحظه دوستان در فضای نت قرار گرفته است.


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ دنیای شیرین جهالت و غفلت ...(چهارشنبه 26 دی 1386 ساعت 12:9 عصر )

السلام علیک یا اباعبد الله



فرات تشنه آب است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر ...


فرات تشنه مشکهای اهل حرم است و بیابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشنه تر است ...


امام تشنه یارانی است که او را بفهمند و درک کنند ...



به راستی آیا ما از اعراب بادیه نشین دوران جاهلیت عقب مانده تر نیستیم ؟!!!


از سال 60 هجری تا امروز که سال 1249 هجری آْغاز گردیده قریب به 1000 سال گذشته است و ما هنوز نتوانسته ایم به قدر عبدالله ابن حسن و علی اصغر امام حسین علیه السلام قدرت درک و فهم حضرت را پیدا کنیم...


 


وقتی می بینم که دنیای مدرن امروز با دیروز بادیه نشینی خیلی فرقی نکرده و فقط هیکل ادم حجیم تر شده تاسف می خورم ...



واقعا با خود فکر کنید که : جریان امام حسین علیه السلام دعوای بین حق و باطل بود و در این دعوا حسین حق بود و باطل یزید و یارانش ....



واقعا روزگار ما حسین ندارد ؟!!!


یزید ندارد ؟!!



واقعا ما چه کسی هستیم ؟!!!



خدا رحمت کند شهید احدی نفر اول کنکور پزشکی سال 1360 را که می فرمود : کربلا خطی است به طول ابدیت تاریخ ...و ما در این مسیر جای گرفته ایم ...


واقعا حسین زمان ما کیست ؟!!!


در روزگاری که ملت فلسطین زیر چکمه صهیونیزم ها له می شوند آیا اهداء باز و هدیه و تندیس و بعد هم تعریف و تشکر از این اقدام نا بخردانه توسط بعضی از شیعه نمایان معنای حماقت و بی خردی و عقب ماندگی از زمانه نیست ؟!!! به راستی این جماعت و اعراب مورد حمایتشان با اعراب جاهلیت فرقی دارند ؟!!!


 


یادم هست که چند سال پیش در دوران سیاه دوم خرداد وقتی که به طنز برای عکس امیر المومنین دسته گل طراحی می کردند و به مقدسات در مهم ترین نشریات توهین می کردند یک وقتی به یکی از مسئولین مراجعه کردم و از او پرسیدم بالاخره عاقبت ما با این کارها به کجا می انجامد ؟ !!! ایشان با لبخند تلخی فرمودند آقا شما چقدر عقبید ... ! انگار هنوز پیام دوم خرداد را درک نکرده اید؟!!!



تازه چند سال گه گذشته و بین بزرگان قوم دعوا شده در روزنامه اعتماد ملی می بینم که پیام دوم خرداد چه بوده !!! هر چند که آن روزگار هم بر ما پوشیده نبود ....


دنیای در هم و بر همی شده ...


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ تفاوت اشکار عدالت و اصلاحات ....(یکشنبه 11 آذر 1386 ساعت 9:42 صبح )

به نام خدا


پست این بار یک گزارش تصویری است از تفاوت دو تفکر ...


این پست را از وبلاگ ولایت به ادرس http://seyyed.parsiblog.com/ کپی نموده ام و از صاحب محترم وبلاگ ولایت متشکرم .


بدون شرح !!!؟؟



 


آی



 


      



 


      حالا  حالا حالا       



 


       



 


     



 



 


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ منبری که در آن از خمینی تعریف شود، بیش از این نمی‌ارزد!(یکشنبه 20 آبان 1386 ساعت 11:19 صبح )

دوستان سلام


از اینکه این بار کمی زودتر آبدیت می کنم منو ببخشید مطلبی رو دیدن از حضرت امام که این روزها مقایسه جالبی رو تو ذهنم شکل داد . بد ندیدم که اینجا طرح کنم .


چند وقتی عده ای از دوستانم در شهر بروجرد با بخشی از ته مانده لژ فراماسونرها که همان صوفیها هستند در گیرند .


خبر دار شدم که اونقدر جسارت پیدا کردند که به خانه خدا ( مسجد ) حمله می کنند وشیشه ها را می شکنند و امام جماعت را مضروب می کنند .


الحمد لله دیشب طی اقدامی انقلابی و غیرورانه لانه جاسوسی انگلیس در بروجرد تخریب گردیده و متاسفانه دو باره این مارهای خوش خط و خال به لانه های خود خزیده اند ... باید فکر جدی کرد تا از رشد آنها در میان اقشار ساده لوح و زود باور جامعه جلو گیری شود .


بگذریم چرا که امت حزب الله بیدارند و همیشه در حال نو زایی ...


 


همیشه این شعر ذهنم را به خود مشغول کرده است و مرا به این تشویق می کند که بدانم چه فرقی میان اینهاست  :


زاهد و عارف و صوفی همه طفلان رهند ............. مرد اگر هست فقط عالم ربانی است


شاید فرق عالم ربانی با زاهد و عارف و صوفی در این است که گاهی اگر جواب سلام ما را گرم بدهند خود را گم می کنیم و دستپاچه می شویم در حالی که علمای ما اینچنین نیستند .


 


مثلا همین حضرت امام که همه زندگیمان فدای او باد مصداق عالم ربانی است و هیچگاه دچار خود پرستی و خود شیفتگی نشده و نمی شود و همیشه از اینکه دیگرانی مداحی و تعریف ایشان را بنمایند فراری بوده است در حالی که اگر کسی از بعضی از ما تعریف کند به قول استاد فقید ما مثل اسبهایی که در حال قشو شدن هستند کیف می کنیم .


بد نیست به عنوان شاهد مثال به داستانی از زندگی حضرت امام بپردازیم و مطلب را تمام کنیم .


 



امام خمینی(ره) پیش از قیام 15 خرداد و تبعید به نجف اشرف، به مناسبت‌های مختلف مانند شهادت و وفیات معصومین (علیهم السلام) در بیت خود مجالس روضه داشت و از منبری‌های مطرح در قم در این مجلس به ایراد سخن می‌پرداختند و روضه می‌خواندند.


یک سخنران نام‌آشنای آن روزها نقل می‌کرد: چند جلسه‌ای در بیت حضرت امام صحبت کردم و به رسم رایج آن روز، حضرت امام مبلغی را که درون پاکتی بود، در ازای آن چند جلسه به من عطا کردند. پس از یکی دو روز، وقتی هنگام نیاز به پول، در پاکت را گشودم، دیدم که مبلغ داخل آن، بسیار ناچیز است. تعجب کردم که نکند این پاکت پول مربوط به مورد و شخص دیگری بوده و در آن اشتباهی صورت گرفته است...!




مدتی از این ماجرا گذشته بود که روزی به مناسبتی با مرحوم حاج آقا مصطفی، فرزند بزرگوار امام ـ که با هم دوست بودیم ـ صحبتی داشتیم، در آن فرصت، به این موضوع نیز اشاره کردم. البته در آن زمان به مبلغ پولی که مرسوم بود و برای چند جلسه می‌دادند، نیاز جدی نداشتم و برایم مهم نبود، فقط می‌خواستم حقیقت قضیه را بفهمم. مرحوم حاج آقا مصطفی از مبلغ پول داخل پاکت پرسید و من به ایشان گفتم که: ... ریال. ایشان هم بسیار تعجب کردند و فرمودند: از آقا بپرسم ببینم ماجرا چه بوده. از ایشان تقاضا کردم طوری مطرح نکند که حضرت امام تصور کنند به کمی مبلغ معترضم. ایشان هم قول دادند که موضوع را ماهرانه طرح کنند تا برای من بد نشود.




پس از مدتی حاج آقا مصطفی به من فرمودند: فلانی! جریان پاکت را از آقا سؤال کردم و به ایشان گفتم: آقا جان! گویا در پاکت پولی که به آقای «....» بابت جلسات روضه دادید اشتباهی صورت گرفته و مبلغ آن بسیار ناچیز بود، شاید با پاکت دیگری اشتباه شده است. آقا فرمودند: «نه، اشتباهی در کار نبود. ما از ایشان دعوت کردیم تا در وصف ائمه و معصومین ـ علیهم السلام ـ سخن بگوید، نه این‌که از خمینی تعریف کند. منبری که در آن از خمینی تعریف شود، بیش از این نمی‌ارزد!».


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ مجنون‏ لیلا کش ....(یکشنبه 13 آبان 1386 ساعت 9:59 صبح )


 دوستان سلام تاخیر مرا در آبدیت کردن وبلاگ و پاسخگویی به الطافتان ببخشید


-------------------


 شهادت امام صادق در پیش و باز نسیم عطر یاس فضای کشور را پر کرده و بوی شهدا می آید ....


دیروز که از میدان ولی عصر عبور می کردم ، همان میدانی که همه درآن هستند و ولی عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف در آنجا نیست ....



بیلبرد ها و تابلوهای تبلغاتی نوید تشییع پیکر 65 لاله عاشق را می دادند ....


نا خدا گاه یاد فیلم ضیافت افتادم و بغضم شکفت ....


شهید محمد گودرزی می گفت : شهدا مجنون عشق خداوند هستند و خدا مجنون لیلایی این عاشقان خاکی پوش....


هیچگاه فراموش نمی کنم روزهایی وداع با لاله های گمنام را که او ایستاده بر فراز قایق عاشورا این نوا را سر می داد که :


نسیمی جانفزا می آید...


 بوی کرب و بلا می آید...


بسیجی سر جدا می اید...


 سوی کرب و بلا می آید...


 



شب قبل آن تشییع پیکر مطهر شهدا را یاد می آورم که مادر شهید میری  وقتی بالای سر فرزندش حاظر شد جمجمه فرزندش را سوی آسمان پرتاب کرد و گفت خدایا این را در راه تو داده ام پس نمی گیرم ....


تاصبح با شهید محمد و آقا رضا کاوند با شهدا بودیم ...


آن شب با خدای خویش قراری گذاشتیم...


راستی خدای من،مگر قرارمان این نبود که به سن علی اکبر امام حسین علیه السلام نرسیده ما را کربلایی کنی؟!!!


ما بد قولی کرده ایم یا شما ؟!!!


مسلم من غائب شده ام از محضر کربلای عاشقان ...


کاش روزی مرا نیز پرچم پوش بر سر دستها روانه منزلگاه شهود نمایند ... .


همیشه برایم این سئوال مطرح بوده است که این شهدا چه کرده اند که امروز مهمان این ضیافت با برکت شده اند ؟!!!


  



» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ پادشاه خفته بهتر از غلام فحاش است ...(پنجشنبه 5 مهر 1386 ساعت 2:45 صبح )

به نام خدا


مخاطبین محترم وبلاگ طلبه تخریبچی


با خبر شدم که ابوالفضل درخشنده بسیجی سر افراز دوران دفاع مقدس و جانباز سر افراز اسلام و نویسنده سلسله کتابهای تخربچی دوران نامه سر گشاده ای را خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما جناب آقای ضرغامی نوشته اند و در آن به پخش فیلم اخراجی ها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعتراض نموده اند .


ما نیز پخش این فیلم را که سراسر توهین به فرهنگ جهاد و شهادت است را از شبکه های سیمای جمهوری اسلامی به هدر دادن بیت المال می دانیم و از محضر جناب آقای ضرغامی ریاست محترم سازمان صدا و سیما و مسئولین کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تقاضا مندیم به حکم دفاع از کیان غیرت و شرف شهدا ، رزمندگان و ایثارگران و جانبازان  انقلاب اسلامی  با پخش این فیلم مخالفت نمایند .


 ازهمینجا دعوت می کنم از همه معترضین به پخش این فیلم موهن که یک پست را به اعتراض به پخش این فیلم اختصاص دهند .


 


گفتنی ها را در نامه قبلیم گفته ام


طبق حقوق رسانه ای خصوصیت رسانه ای به نام وبلاگ این است که اگر نظر مخالف را تحمل نکنی و در قسمت نظرات تایید ننمایی من نیز در وبلاگ خود عرایضم را منتشر می کنم .


 


 


نامه ای سرگشاده 2 خطاب به آقای مسعود دهنمکی


سلام علیکم


برادر بزرگوار من تعجب نکنید از اینکه مرا نمی شناسید . چونان جوانان نسل سومی این مرز و بوم دلم برای وطنم می تپد . و این خطوطی که بر کاغذ می نویسم خود گواهی است بر صداقت در کلامم که جز به به دفاع از مظلومیت شهدا و ایثار گران نمی اندیشم .


من یک وبلاگ نویسم و هیچوقت کتابی ننوشته و فیلمی نساخته ام چرا که معتقدم پادشاه خفته بهتر از غلام فحاش است .


آقای دهنمکی تعجب نکنید که چرا ما به قول شما بچه شهرستانی ها اینقدر پر رو شده ایم که دست به نقد شما می شویم .


ما مقلد رهبرمان سید علی خامنه ای هستیم و نمی توانیم از حق بگذریم و سکوت کنیم .


برادر من خون شهدا دکان کسب و کار نیست . کر کره این دکان را پائین بکشید چرا که به قول لات و لوتهای محلتان گاف داده اید .


من فضای شما را از دور نظاره کرده ام برای همین احساس می کنم شما را از بیرون دیده ام و نقد تان برایم روانتر است  از دیگران .


وقتی که متن شما را در وبلاگتان دیدم بسیار متاثر شدم ...


خطاب به ابوالفضل درخشنده گفته بودید که ایشان حتی یک کتاب هم برای دفاع مقدس ندارد . جمله شما را اینطورتصحیح می کنم که ایشان تا به حال از جیب بیت المال کتاب ننوشته است .


نمی دانم اطلاعات شما از کجاست ، شاید لیست کمکهای دولتی نهادهای فرهنگی را برای چاپ کتابهای دفاع مقدسی مرور کرده اید . اگر چنین است باید عرض کنم راه به بیراهه رفته اید .


ابوالفضل ایثار گری است از جنس بچه های خیبر همانهایی که دود ندارد اما تا دلتان بخواهد سوز دارند .


و منظور از سوختن جسمی که دلش سوخته  این است که اگر هنوز هم در این مملکت سوز بسیجی های خمینی خریدار دارد .


فکر کنم به مسخره نوشته اید که ایشان شاید خودش را آتش بزند ... من فکر نمی کنم اگر نامه سر گشاده ایشان به دست اقای ضرغامی برسد آن سردار سرافراز اسلام نادیده بگیرد و نسبت به خواسته رزمندگان و جانبازان و ایثار گران بی تفاوت باشد چرا که تا جایی که خبر دارم او نیز یک پاسدار است .


آقای دهنمکی اگر قرار باشد برای پروژه آدمسازی که منظور نظر حضرت امام رحمت الله علیه بود تلاش کنید باید سر کلاس امثال ابوالفضل درخشنده بنشینید و تلمز کنید .


فکر می کنم جو زده شده اید ...


شما کارگردان فیلم اخراجی ها نبوده اید بلکه شما را کارگردانی کرده اند ....


به فیلم اخراجی ها که نگاه می کنم می بینم بازیگران این فیلم هر کدام یک فیلم هستند و لازم نیست کسی اینها را هدایت و کارگردانی نماید .


شما استحاله شده اید و خود خبر ندارید .


این بازیگران همانهایی هستند که سالهای ÷یش در نشریات خود نقدشان می کردید و می گفتید طلایه داران ابتذالند . چه شد همکاسه اصحاب ابتذال شدید ؟!


جمله ای را از بازیگر توانمند عرصه سینمای کشور به یاد دارم که در مراسم اختتامیه  جشنواره خطاب به شما گفت به نظرم راجع به ان فکر نکرده اید چرا که اگر فکر کنید همین یک جمله استاد خوبی برای شماست .


از باب فذکر ان نفعت الذکری عرض می کنم : آقای پرستویی خطاب به شما گفت خدا را شاکریم بالاخره بعضی ها زبان نجیب سینما را برای بیان حرفهای خود انتخاب کرده اند.  


می دانم که اگر هنوز با بچه های بسیجی ارتباط داری جنس بچه بسیجی ها را خوب می شناسی . گمان نمی کنم ساکت بنشینند وسکوت کنند .همانطور که ما ساکت ننشسته ایم .


پول ذائقه فرزند آدم را عوض می کند و انسان درنده خو می شود و به صغیر و کبیر رحم نمی کند .


هشدار می دهم که مواظب باشید نهروان زحمت بدرتان را به باد ندهد .


والسلام علی من التبع الهدی


طلبه تخربچی


 


 


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ بچه های این دوره و زمونه و ادبیات آخوندی ...(یکشنبه 18 شهریور 1386 ساعت 1:55 عصر )

به نام خدا


سلام


گاهی ادبیات اخوندی کار دست ادم میده مخصوصا اینکه طرف حسابت خیلی با هوش تر و ریز بین تر از اونی باشه که فکرشو می کنی .


 



برای نمونه باید عرض کنم :


تازه ازدواج کرده بودم و به رسم همه تازه دامادها که معمولا یکی از بچه های فامیل حاج خانمشون رو زیادی تحویل می گیرن ....


حاج خانم ما هم یه خواهر زاده داشت که سیده تشریف داشتندوتنها بچه فامیلشون بود و ما هم گاهی براش شعر می گفتیم و تحویلش می گرفتیم ...


گاهی براش می خوندیم :


سیده ها فرشتن ..... دخترای بهشتن ...... مادرشون فاطمه است .... دشمناشون چه زشتن .


کلی کیف می کرد ...


یه روز که داشتم برای امتحاناتم آماده می شدم و مشغول درس خوندن بودم متوجه شدم که این خانم کوچولو داره می ره پارک و سینما و ....


با صدای بلند گفت عمو علی خدا نگهدار ما رفتیم ...


منم با صدای بلند گفتم به سلامت عمو ، التماس دعا ...


مشغول درس بودم دیدم تو چهار چوب در ایستاده و می گه :


عمو داریم می ریم پارک آآآآآآآا مسجد و امام زاده نمی ریم که می گید التماس دعا .


اونقدر تو برجکم خورده بود که حرفی برای گفتن نداشتم اینجا بود که فهمیدم باید دقت نظرم رو بیشتر کنم و هوای بچه های امروزی رو داشته باشم .



» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ بولدوزرهای قدیم ، انسانهای اکونومیک امروز(شنبه 10 شهریور 1386 ساعت 10:36 صبح )

 به نام خدا


سلام


آخرین باری که واژه نان آور را شنیده ام یادم نیست ...


 



آخرین باری که که یک نان آور دیده ام همین دو سه دقیقه پیش روبری آئینه بود ....


قدیمترها که علم پیشرفت نکرده بود بچه های اتابک و دروازه غار و نازی آباد، به کسی که اول صبح با خمیر گیر های نانوایی از خانه بیرون می رفت و با مطربهای مجالس شادی به خانه بر می گشت (1)، می گفتند بولدوزر، اما امروز که علم پیشرفت کرده برو بچه های جردن ونیاوران و ... به بولدوزر می گویند : انسان اکونومیک .


 



گاهی آرزو می کنم که یک بولدوزر نباشم و یک پدر باشم و یا یک همسر و شاید هم یک دوست و یا شاید هم یک همسایه یا یک ... .



ولی مگر می شود ؟!!!


یه سرباز و این همه لشکر ؟!!!


از اجاره خونه و 700000 تومان پول طرح ترافیک و شهریه چند صد هزار تومانی دانشگاه خود و بچه ها و ... که بگذریم مهمان جای خود را دارد و مگر می شود با حبیب خدا طرف شد و از گل نازگتر گفت و چند نوع میوه و شیرینی و غذا صرو نکرد ؟!!!


البته در این روزگار به این چیزها می گن حق حیات و فکر نمی کنم کسی از این چیزها فارغ باشه ...


باید سعی کنی که زنده بمونی و البته زندگی هم نکردی ، نکردی ... .


می خواستم جای خدا رو تو این زندگی بپرسم و سراغ خدا رو بگیرم که دیگه خداییش دلم نیومد و دیدم نمک رو زخم دلت پاشیدنه چون هر کسی می دونه که تو این مصرف زدگی و اکونومیک گرایی دیگه جایی برای خدا نمی مونه و همش باید از بوق هاپو تا سوت عمو (2) تلاش کنی تا برای دیگران زندگی سازی کنی ... .


دارم فکر می کنم و در اعماق تفکراتم ، یاد مصاحبه ای می افتم که چند وقت پیش از شبکه 3 سیما پخش میشد :


پلان شماره 1


 



مصاحبه گر تو یه فضای صمیمی با یه آدم پنجاه و دو یا سه ساله مصاحبه می کرد و ازش پرسید :- حاج آقا میشه بپرسم ماهیانه چند حقوق می گیرید و چند تا بچه دارید ؟!


- جواب داد : 25000 تومان حقوق بازنشستگی می گیرم و دو تا بچه دارم که یکیشون ازدواج کرده و دیگری هم دانشجوی دانشگاه آزاده.


- حاج آقا ازاین حقوق و اوضاع اقتصادی راضی هستید؟ !


- الحمدو لله راضی هستیم به رضای خدا و داریم تلاش می کنیم که دخل و خرج رو جور کنیم .


پلان شماره 2


 



مصاحبه گر جلوی یه ماشین پرادو رو گرفت و با راننده پرادو شروع به مصاحبه با شخص جوانی با حدود سی و دو یا سی و سه ساله کرد:


- آقا ببخشید مزاحم شدم می تونم بپرسم ماهیانه چند حقوق می گیرید و چند تا بچه دارید ؟!


- من کارخونه دارم و ماهیانه حدود 1میلیون و ششصد هزار تومان حقوق می گیرم و یک بچه شش ماهه هم دارم .


- ازاین حقوق و اوضاع اقتصادی راضی هستید؟ !


- با عصبانیت داد زد : نه خیر آقا چطور راضی باشم ؟!!!


- مصاحبه گر با تعجب گفت: من همین چند دقیقه پیش با کسی مصاحبه می کردم با یه بچه دانشجو و ماهی 250000 تومان راضی بود از زندگی و گفت داریم سعی می کنیم دخل و خرج رو درست کنیم چرا شما اینطوری و با عصبانیت می فرمائید که نه خیر آقا راضی نیستم ؟!!!


جوان با کمی تامل جواب داد : اون بنده خدا قصد داره زنده بمونه و داره برای حیات تلاش می کنه ولی من می خوام زندگی کنم .


راستی ما زنده ایم یا زندگی می کنیم ؟!!!


راستی رفقا به نظر شما بین تعریف زندگی در دنیای بولدوزرها یا دنیای اکونومیک با تعریف زندگی در دنیای الهی و غیر مادی چه فرقی وجود داره ؟!!!


 


پی نوشتها :


--------------------


1. منظور از با خمیر گیر های نانوایی از خانه بیرون می رفتن و با مطربهای مجالس شادی به خانه بر می گشتن همان صبح زود رفتن و شب دیر وقت برگشتن است .  


2. منظور از بوق هاپو تا سوت عمو همان صبح زود و دیر وقت شب است .  


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ مملکت محتاج مدیرانی با نگاه امیر کبیر است ...(سه‏شنبه 30 مرداد 1386 ساعت 9:5 صبح )

به نام خدا


همیشه در کتابهای تاریخی دوران تحصیل می خودندم که امر کبیر مرد بزرگی بوده و با اقتدارو درایتی وصف نشدنی ایران را اداره می کرده و موجب پیشرفت کشور شده و کارهای زیر بنایی زیادی در دوران ایشان اتفاق افتاده، اما رمز و رازش را نمی دانستم تا اینکه بخشی از نامه ایشان به ناصر الدین شاه راکه روی یه ورقه A4نوشته شده بود،خواندم و با خودم فکر کردم که اولا عجب شخصیت جالبی داشته این مرد بزرگ تاریخ ایران و اسلام و ثانیا یکی از رازهای موفقیتشان می تواند همین توصیه خودشان باشد ....


به این فکر می کردم که اگر توصیه ها در کشور کم شود تحولی عظیم در اداره امور کشور اتفاق خواهد افتاد .


اما متن نامه ایشان:



قربانت شوم


الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید. فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلی حضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله میسر نمی شود.


زیاده جسارت است ، تقی


 


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

+ کهف الشهداء از سالها پیش خود را برای شب آرزوهای آقا آماده کرده .(سه‏شنبه 16 مرداد 1386 ساعت 2:21 عصر )

به نام خدا


یکی از دوستانم می گفت من در گروه شهید چمران همرزم آقا بوده ام و با هم تمرین موتور سواری و تیر اندازی و عملیات چریکی می کردیم .... با اینکه هم سن و سال بودیم ، ایشان جذابیتی وصف ناشدنی داشتند و من این اثر را در نماز شبها و مناجاتهای ایشان میدیدم ....


می گفت من تمام عشقم این بود که نیمه شبها پشت درب سنگر یا اتاقی که ایشان بودند بایستم و از گریه ایشان و تزرع ایشان گریه کنم و لذت ببرم ....




سردار باقر زاده می گفت : در تاریخ ۲۸ خرداد ۸۶ (نزدیک 40 روز پیش) 5 شهید گمنام در منطقه ولنجک تهران به خاک سپرده شدند.


پس از به وجود آمدن مشکلاتی برای تدفین در محل در نظر گرفته شده، مسئولان برگزاری مراسم از قرآن کریم چاره جویی می کنند که این آیه آنان را راهنمایی می کند:


 " و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلا الله فاوا إلی الکهف ینشر لکم ربّکم من رحمته و یهیّیء لکم من أمرکم مرفقاً" (و هنگامی که از مشرکین و آنچه غیر از خدا می پرستیدند روی گرداندند رو به جانب کهف کردند...)


ولنجک یکی از مناطق شمالی شهر تهران است و به کوه های شمال تهران متصل می شود؛ استخاره تکلیف را روشن کرد.



خدای علی (ع) شاهد است، خدای زهرا (س) شاهد است، من نمی‌دانستم که در این منطقه غاری هست. به برادر بسیجی، هاشم گفتم برو ببین در آن اطراف غاری داریم؟ گفت بله، یک چیزی هست. ظاهرا سازمان زلزله شناسی جایی را در دل کوه ساخته و غاری وجود دارد"


گویی آنجا از مدت ها پیش برای میزبانی شهیدان گمنام آماده شده بود؛ مراسم تشییع و تدفین شهدا در غار با حضور خیل با شکوه ملت شهیدپرور برگزار شد و شهدا در غار آرام گرفتند و این غار، کهف الشهداء نام گرفت.


گویی آنجا از مدت ها پیش برای میزبانی شهیدان گمنام آماده شده بود؛ مراسم تشییع و تدفین شهدا در غار با حضور خیل با شکوه ملت شهیدپرور برگزار شد و شهدا در غار آرام گرفتند و این غار، کهف الشهداء نام گرفت.


 



گویی آنجا از مدت ها پیش برای میزبانی شهیدان گمنام آماده شده بود؛ مراسم تشییع و تدفین شهدا در غار با حضور خیل با شکوه ملت شهیدپرور برگزار شد و شهدا در غار آرام گرفتند و این غار، کهف الشهداء نام گرفت.


نمیه شب با ناباوری شهدا به استقبال رهبرشان آمدند و او را به کهف استقبال کردند ...


آقا شب را با آنها گل می گفت و گل می شنفت ...


گویی در خیل رزمندگان و همرزمان حضور یافته اند ...


با هم می خندیدند ... گریه می کرند ... نماز شب می خواندند ..... خاطره می گفتند و روحیه می گرفتند و روحیه میدادند ...


آقا نماز صبحش را که خواند خبر نگاران فهمیده بودند و دیگر رسانه ها و دوربین خبرنگاران محرم این مجلس با شکوه نبود ....


شهدا در کهف خوابیده بودند و آقا آنها را ترک کرد ...


چه کسی می داند که آرزوی آقا چیست ؟!!!!


شاید ...


» عدالت طلب
»» نظرات دیگران ( نظر)

   1   2      >

لیست کل یادداشت های وبلاگ
[4/4/1387- 10:32 ص] آخرین پیام مادر...
[19/3/1387- 2:1 ع] یادی از شهدا ء...
[18/2/1387- 11:26 ص] دنیا بداند که ما فدایی رهبریم / بدون شرح
[11/2/1387- 12:31 ع] انگشت و انگشتر
[4/1/1387- 2:51 ص] شاید اگر احمدی نژاد می شنید گریه می کرد ....
[16/11/1386- 11:20 ص] انقلاب ما عزت آفرین بوده و هست ....
[26/10/1386- 12:9 ع] دنیای شیرین جهالت و غفلت ...
[11/9/1386- 9:42 ص] تفاوت اشکار عدالت و اصلاحات ....
[20/8/1386- 11:19 ص] منبری که در آن از خمینی تعریف شود، بیش از این نمی‌ارزد!
[13/8/1386- 9:59 ص] مجنون‏ لیلا کش ....
[5/7/1386- 2:45 ص] پادشاه خفته بهتر از غلام فحاش است ...
[18/6/1386- 1:55 ع] بچه های این دوره و زمونه و ادبیات آخوندی ...
[10/6/1386- 10:36 ص] بولدوزرهای قدیم ، انسانهای اکونومیک امروز
[30/5/1386- 9:5 ص] مملکت محتاج مدیرانی با نگاه امیر کبیر است ...
[16/5/1386- 2:21 ع] کهف الشهداء از سالها پیش خود را برای شب آرزوهای آقا آماده کرده .
[همه عناوین(25)]